محمد تقي جعفري
87
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
يكى از راههاى ارشاد و هدايت است و بديهى است كه اكثريّت مردم نياز به تشويق و تحريك دارند تا آن گاه كه عظمت و شايستگى و ضرورت خيرات و نيكوكارىها را چنان دريافت كنند كه ديگر به هيچ تشويق و پاداشى نياز نداشته باشند و به مقامى برسند كه : گل خندان كه نخندد چه كند علم از مشك نبندد چه كند ماه تابان بجز از خوبى و ناز چه نمايد چه پسندد چه كند آفتاب ار ندهد تابش و نور پس بدين نادره گنبد چه كند مولوى موقعيت والاى نيايش أمير المؤمنين عليه السّلام با خداوند سبحان چنين نيايش مىكند : « اى خداى من ، اين موقعيّت نيايش كه به من عنايت فرمودى ، مقام كسى است كه توحيد ذات و صفات را كه از آن تست ، در اختصاص تو ميداند و براى اين ستايشها و مدحها جز تو كسى را سزاوار نمىبيند . . . احتياجى كه به تو دارم جز فضل و احسان تو هيچ چيزى آن را جبران نمىنمايد . » آيا اين انسان مىتواند سر از خاك و خاك خوارى بلند كند و به بالاى سرش هم نگاهى كند آرى ، انسان مىتواند چنين كارى را انجام بدهد . آيا اين انسان با نگرش به بالا و نظاره به ملكوت مىتواند رهسپار مسير جاذبهء كمال شود آرى ، انسان داراى اين استعداد هم مىباشد . آيا اين انسان مىتواند من محدود خود را با آن كمال مطلق و نامحدود و بىنهايت در ارتباط قرار بدهد آرى انسان مىتواند چنين ارتباطى با كمال مطلق برقرار بسازد . برقرار نمودن ارتباط ما بين يك من محدود و مشتاق با كمال مطلق لا يتناهى نيايش ناميده مىشود . چنين ارتباطى نتايجى بسيار مهمّ در بر دارد كه از نجات يافت از پوچى و ورود به هدف اعلاى زندگى شروع و در احساس والاى توحيد مطلق كه مقام والاى ولايت عظمى است پايان مىيابد .